سفر به شمال انزلی
چند وقت بود که بد جور هوس شمال کرده بودم . ولی به نظرم تو عید شمال رفتم بزرگترین اشتباه هست به اون ترافیکش اصلا نی ارزه .
به همین خاطره دوشنبه ایی احسانم مرخصی گرفت و ما با مادربزرگم راهی انزلی شدیم
لب ساحل یه اتاق گرفتیم . هوس میرزاقاسمی کرده بودیم
جاتون خالی مواد اولیه اش رو خریدیم و زودی بساط ناهار رو جور کردیم . نوش جان نمودیم 

لب ساحل چرخی زدیم و رادوین چون پاهاش تو شنهای ساحل رفته بود. تعجب کرده بود و حس خوبی نداشت
بعد از ظهر هم راهی گلسار و بازار ماهی رشت شدیم ولی چون هوا سرد بود نشد بیشتر بگردیم ولی بیشتر تو ماشین بودیم .
وقتی که میرفتیم تو تونل رادوین کلی ذوق میکرد و خوشحال بود و وقتی تونل تموم میشد رادوین شاکی میشد . یه جوری می فهموند که دوباره دور بزن بریم تو تونل
. واقعا مسافرت رفتن با رادوین برام خیلی راحت شده . از این بابت خوشحالم چون نه به خودش سخت میگذره نه به ما .



از خرابکاری صبح رادوین

تو یه چشم به هم زدن شوما رو ریخته زمین و خودش جارو اورده تا تمیز کنه ولی بیشتر خراب کرده 



سفر به شمال انزلی
